|
جامعه ساساني ، احمد تفضلي، ترجمه مهرداد قدرت ديزجي، مركز نشر دانشگاهي، تهران 1387. استاد فرزانه زنده ياد دكتر احمد تفضلي از برجستهترين متخصصان زبان و ادبيات فارسي ميانه بود كه به سال 1375 نابهنگام درگذشت. يادداشتهاي استاد پس از مرگش به همت همكاران دانشمندش به صورت چند كتاب منتشر شدند از قبيل كتاب پنجم دينكرد1 نيز قرار است يادداشتهاي پهلوي استاد زير نظر دكتر علي اشرف صادقي و دكتر ژاله آموزگار منتشر شود. كتاب جامعه ساساني كه در اصل مجموعه سخنرانيهاي استاد در دانشگاه هاروارد است، يكي از بهترين و جامعترين كتابهايي است كه تاكنون در بارهي طبقات ايران در عصر ساساني نوشته شده است. در اين كتاب سه طبقه ايران عصر ساساني: (بخش اول) ارتشتاران، (بخش دوم) دبيران و (بخش سوم) دهقانان بررسي شده است و دريغ كه اجل مهلت پرداختن به طبقه روحانيون را به مؤلف دانشمند كتاب نداد. در اين كتاب به بررسي ريشه-هاي معنايي و دلايل وجودي اين طبقات ممتاز اجتماعي، جايگاه، اختيارات، نقش، مناسبات و موقعيت اين طبقات را در نظام ساساني، براساس متون و منابع دست اول ديني و تاريخي بازگو و بازكاوي كرده است و از آنجا كه ضعف دروني تشكيلات اداري و نظامي ساسانيان همواره يكي از علل موفقيت سپاه اسلام در حمله به ايران شمرده شده است اين كتاب به درك موقعيت واقعي گردانندگان آن شاهنشاهي در آستانه سقوطشان كمك ميكند. در بخش اول بعد از بررسي واژه شناختي واژه ارتشتار به رنگ جامهها، جايگاه و وظيفه ارتشتاران پرداخته شده و در ادامه گونههاي مختلف نوشتاري واژه سپاه در ساير زبانهاي ايراني آورده شده است. سپس در قسمت مقامات نظامي، مناصب نظامي بيشتر برپايه كتيبههاي ساساني، متون پهلوي و نوشتههاي مورخان دورهي اسلامي تحليل شده است. تقسيمات سپاه، درجات و فهرست الفبايي از واژههاي مربوط به جنگ ساير قسمتهاي بخش ارتشتاران را تشكيل ميدهد. بخش دبيران و كاتبان بعد از بررسي واژهشناختي و اشاره به مبدعان افسانهاي نظام طبقاتي (جمشيد، طهمورث)، اهميت سياسي دبيران برپايه كتيبهها، مهرهاي ساساني و... بررسي شده است. سپس چهار گروه دبيران شامل نامه نگاران رسمي، محاسبان، دبيران امور قضايي و وقايع نگاران همراه با وظايف و ويژگيهايشان تشريح شده است. دبيران مانوي و چيره دستي آنان و اشاره به ناشناخته ماندن دبيران و نيز لقب دبيران در منابع مختلف مطالب قسمت آخر (نسخه نويسان) اين بخش را تشكيل ميدهد. در بخش پاياني كتاب (طبقه دهقانان) مانند بخشهاي گذشته بعد از بررسي واژه شناختي، به خاستگاه و تبار دهقانان و اينكه آنان احتمالاً در نتيجه اصلاحات خسرو اول انوشيروان به وجود آمدهاند، پرداخته شده است. در ادامه موقعيت دهقانان در دوره ي اسلامي، اهميت فرهنگي آنان بررسي شده است. سپس نقش دهقانان در حفظ و پاسداري از فرهنگ ايراني و نيز وفاداري برخي از آنان به آيين نياكان خويش (در دوره اسلامي) آمده است. در قسمت آخر بخش سوم با عنوان دهقانان و مي به توصيف منابع از دهقانان به عنوان بهترين تهيه-كنندگان و شناسندگان شراب پرداخته شده است. اين اثر با كتاب نامه و نمايه به پايان ميرسد. در اينجا لازم است از مترجم دانشمند كتاب آقاي دكتر مهرداد قدرت ديزجي كه خود از متخصصان ايران ساساني ميباشند به خاطر ترجمه روان و فصيحشان سپاسگزاري شود. اما بايد يادآوري نمود كه اين كتاب قبل از ترجمه مذكور توسط خانم شيرين مختاريان و آقاي مهدي باقي ترجمه شده است كه ذكر نكاتي چند دربارهي ترجمه آنها شايد خالي از فايده نباشد: 1- چند نكته: مترجمان محترم در آغاز بخش جنگجويان (Warriors) كه سخن دربارهي ارتشتار (Artēštār) است، همه جا واژه را به «سپاه» ترجمه كردهاند (مثلاً ص 13 تا ص 16)، در صورتي كه سپاه (Spāh) عنوان فصل ديگر اين بخش است (ص 17 تا ص 19)؛ به عبارت ديگر، مترجمان هر دو اصطلاح ارتشتار و سپاه را به صورت سپاه ترجمه برگرداندهاند و پي به تفاوت آنها در كتاب نبردهاند. معلوم است كه هدف نويسنده كتاب تفكيك اين دو اصطلاح از يكديگر بوده، ولي خواننده فارسي اين ترجمه اين تفكيك را نمييابد (تفكيك اصطلاحات پهلوي در ترجمه دكتر ديزجي رعايت شده است). همين پريشاني در فصل ديگر كتاب (مناصب سپاهي: Military Posts) نيز ديده ميشود؛ مثلاً در ص 21 «ارتشتاران سالار» را به «سپاه سالار» كه واژهاي فني است ترجمه كردهاند، ولي خود نويسنده، همان اصطلاح پهلوي را به Chief of the Warriors معني كرده (P. 9) و از كاربرد «سپاه سالار» پرهيز كرده است. 2- بي دقتيها: در سراسر اين ترجمه بيدقتيهاي فراواني ديده ميشود. يكي از نمونههاي آن تقسيمات دبيران در كتاب بلعمي است كه در اصل كتاب به چهار گروه (p.20) ولي در ترجمه به سه گروه (ص39) ديده ميشود. A(r)štād در ص 40 بايد به ا(ر)شتاد ترجمه ميشد نه ارشتاد. استاد تفضلي در مواردي با آوردن علامت ستاره در كنار اصطلاحات پهلوي (مثلاً kāmgār-angust * در p. 29) در واقع گفتهاند كه اصطلاح مزبور در متون موجود ديده نميشود. اين موضوع مهم نيز در ترجمه خانم مختاريان و آقاي باقي ديده نميشود. دربارهي بيدقتيهاي اين كتاب ميتوان به مشتي از خروار بسنده كرد، مثلاً جايي (ص 28) شروو آمده ولي در جاي ديگر (ص29) شرو؛ جايي (ص 29) كريستن سن و در جايي (ص 33) كريستن سن؛ جايي (ص 61) لوكونين و در جايي (ص 98) لوكونين و ... 3- اشتباهات در ترجمه: اشتباهات بسياري ترجمه خانم شيرين مختاريان و آقاي مهدي باقي ديده ميشود كه به اين نمونهها ميتوان اكتفا كرد: Umayyadدر اصل كتاب (p. 15) بايد به اموي ترجمه ميشد نه «اميه» (ص 26)؛ در ص 42 شهر ترمذ (Termez در (p. 22 به «ترمز» ترجمه شده است؛ در ص 78 «دربار» (court در (p. 53 به دادگاه ترجمه شده كه معني كاملاً گمراه كنندهاي است و نهايتاً اين جمله به دست آمده است: «بسياري از دهقانان در دادگاههاي خلفا و حكام حضور به هم ميرساندند» (ص 78).
4- جملات نامفهوم: يك نمونه (ص 63) «يكي از فصول مجمل التواريخ كه در مورد عناوين شاهان و بزرگان ايران پيش از اسلام (عجم) است، معناي دهقان، (رئيس) و (خداوند) (ضياء و املاك) است».
ترجمه خانم مختاريان و آقاي باقي برخلاف ترجمه دكتر ديزجي فاقد نمايه است. در پايان بايد گفت: «و چه دريغ كه احمد تفضلي پايان اين كار دانشمندانهي خويش را نديد»
سالار رضازاده |